گل پسرم دیروز براگردش رفته بودی مهاباد
عسل مامانی دیروز صبح بابایی زنگ زدوگفت که آ ماده بشیم وبریم دنبالش تابریم دردری ماهیگیری ازسدمهاباد ...ماهم که ازخداخوسته زودی قبول کردیم ورفتیم پیش بابایی تابریم *اول رفتیم مهاباد یه کم خرید کردیم (پوشک براشما)بعد رفتیم سدمهابادولی ماهی نبودآخه قایق توآب بود ماهی هاهم ترسیده بودن وفرار میکردن...بعدرفتیم سدحسنلوکه دوست بابایی تونست یکی بگیره ولی شماوبابایی نتونستی آخه شما ماشالابه بابایی اجازه نمیدادی"قربونت بشم من ..بعدنفس مامانی خسته شده بودی ولالاکردی...خلاصه خیلی بهت خوش گذشت.....راستی عشقم پنشنبه رفته بودیم پارک قائم شما ازسرسره گرفته بودی وپیاده نمیشدی باصدا بلندفریاد شادی میزدی...
نویسنده :
مامان مهسا
0:14


